"به اسم الله"     

 داشتم از پنجره اتاقم به بیرون نگاه میکردم ٬این رفت وآمد آدم ها و ماشین ها که حالا این روزا خیلی

بیشتر شده وعلتشم مال اومدن عید و اغاز یه سال جدیده !

احساس میکنم این روزای اخرعقربه های ساعتم دارن باتمام سرعت حرکت میکنن تا هر چه زودتر

امسال رو به پایان برسونند !!

به یاد لحظات شیرین زندگیم ٬روز های خوشم٬ نگرانی هام ٬دغدغه هام و... که امسالم را پر کرده بودند

میفتم به یاد روزهایی که گاهی  پوچی ونا امیدی به دیواره روحم تلنگر می زد ٬به یاد روزهایی که  

معجره راباتمام وجود احساس می کردم و به یاد روزهایی که ...

به این فکر میکنم که شاید امسالم را از بقیه سال های زندگیم بیشتر دوست دارم چون کلی تجربه برام

داشته٬بزرگ شدنم را بیشتر درک کردم ٬آدم های اطرافم رو بیشتر شناختم واز همه مهمتر خدا رو در

درونم بیشتر احساس کردم ...

این روزا تمام افق های یخ زده زندگیم رو دارم به رنگ بهار در میارم شاید باید قبل از اومدن بهار ٬بهاری

شدن خودم رو باید جشن بگیرم ...

شایدم این ذوق ونشاط وشادی درونیم که حالا مثل یه گنجشک شیطون داره توی قلبم بالا و پایین میپره

نشانه بهاری شدن ...

در سال جدید ازخدا میخام که کمکم کنه تا قشنگی و حس لطیف با خدا بودن رو در تک تک اتفاقات

زندگیم بیشتر ببینم ...

"لحظه لحظه زندگیتون بهاری"