معجزه!
«هوالطیف»
توی خونه ما 3 تا معجزه بزرگ رخ داده که یکی از اونها رو دست معجزه ی تولد حضرت مسیح رو هم آورده! تولد 3 تا بچه یا به عبارتی 3تا نوه از 3 تا بچه ی پدر و مادر من! که 2 تاشون بابا ندارن و 1کیشون مامان!! تصور کنید بچه ای رو که مامان نداشته باشه!!! خلاصه 3 تا بچه به اسم های غلام رضا، غلام علی و غلام حسین (که به ترتیب سن هم نوشته شدن!)؛ غلام رضا پسر مهدی (آقا برادر!)، غلام علی پسر من! و غلام حسین پسر محبوب (خواهر جان!)؛ با به دنیا اومدن پسر برادرم که شگفت انگیز ترین معجزه در طول تاریخ بود یعنی تولد غلام رضای بی مادر!!! باعث شد دو معجزه ی دیگه چندان به چشم نیاد.
غلام رضا به پدر خوش تیپ و پرخرجش رفته، یه پسر چهار شونه ی خوش هیکلی که خیلی هم پر هزینه تره، بچه ای که همیشه با یه لباس تر و تمیز می بینیش؛
غلام علی برعکس مادرش یه بچه ی ریزه میزه اس که کاری هم به کار بچه های دیگه نداره! و به خاطر آروم بودنش هم زیاد توی چشم نیست؛
غلام حسین هم برعکس مادرش یه هیکل درشت داره اما شبیه مادرش خیلی شیطونه، و به همین خاطر همیشه باندپیچیه!
این سه تا بچه هم شبیه والدینشون روابط حسنه ای با هم دارن و دستی هم در سیاست!!!
غلام رضا و غلام حسین رابطه خوبی دارن، غلام علی و غلام حسین به هم نزدیک ترن، خب بالاخره اوقات بیشتری رو با هم اند؛ یکی از نمونه هاش الانه که غلام حسین مریض شده و غلام علی دائم مواظبشه.
...ادامه دارد.
هر کسی اون جوری که بخواد زندگی می کنه, ما اینجا فقط به هم می گیم چه شکلی زندگی می کنیم!