تو را به جاي همه کساني که نشناخته­ام دوست مي­دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

براي برفي که آب مي شود دوست مي­دارم

تو را براي دوست داشتن دوست مي­دارم

تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته­ام دوست مي­دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي­دارم

براي اشکي که خشک شد و هيچ وقت نريخت

لبخندي که مهو شد و هيچ گاه نشکفت دوست مي­دارم

تو را به خاطر خاطره­ها دوست مي­دارم

براي پشت کردن به آرزوهاي مهال

به خاطر نابودي توهم و خيال دوست مي­دارم

تو را براي دوست داشتن دوست مي­دارم

تو را به خاطردود لاله­هاي وحشي

به خاطر گونه زرين آفتاب­گردان

براي بنفشي بنفشه­ها دوست مي­دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي­دارم

تو را به جاي همه کساني که نديده­ام دوست مي­دارم

تو براي لبخند تلخ لحظه­ها

پرواز شيرين خا طره­ها دوست مي­دارم

تورا به اندازه همه کساني که نخواهم ديد دوست مي­دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ستاره­هاي آسمان دوست مي­دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست مي­دارم

تو را براي دوست داشتن دوست مي­دارم

تو را به جاي همه کساني که نمي­شناخته­ام ...دوست مي­دارم

تو را به جاي همه روزگاراني که نمي­زيسته­ام ...دوست می­دارم

براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي­شود و براي نخستين گناه

تو را به خاطر دوست داشتن...دوست مي­دارم

تو را به جای تمام کساني که دوست نمی­دارم...دوست می­دارم